تبليغاتX
يا عاقلانه سخن بگو يا مودبانه سكوت كن
                        

من  10 روز دیگه از  

من  10 روز دیگه از اینجا می رم

فکر نمی کنم دیگه همدیگه رو ببینیم

من ُ فراموش کن

و به خاطر تمام بدی هایی که بهت کردم من ُ ببخش

از طرف سال 1385 ...!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی هایت  ... دوستت دارم

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

آسمان را میخواهم برای عبور ، جاده باریک است
ماه را میخواهم برای نور ، راه تاریک است

تو را میخواهم برای نظافت ، عید نزدیک است

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

سال نو با تو شوق شكفتنه

حرف عاشقي و از تو گفتنه

نفساي گرمتو شنفتنه

در كنارت توي رويا موندنه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 سلامت

سعادت

سیادت

سُرور

سَروری

سبزی

و سَرزندگی

هفت سین سفره ی زندگیتان باد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پیام تبریک سال نو ترک ها :

حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ی ایثار و پیروان آن حضرت صلوات !

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اگر ماه بودم

به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم

و اگر سنگ بودم

به هر جا که بودی سر رَهگذر ِ تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی

به صد ناز شاید شبی سر بام ِ من می نشستی

و اگر سنگ بودی

به هرجا که بودم می شکستی مرا ...  می شکستی ...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

.

.

.

.

.

الهی

.

.

.

.

الهی که

.

.

.

.

من قربون اون

.

.

.

.

چشمات برم که دنبالsms    می گرده !

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

ای کاش علم اونقدر پیشرفت کرده بود

که از طریق  sms   یه دسته گل سرخ برات می فرستادم !

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

آدم توی زندگی باید یا 1   باشه یا -1 

از هرچی صفره بدم می یاد !

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مانده ام در کوچه های بی کسی

سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مردم و خاکسترم را باد برد

بهترین یارم مرا از یاد برد

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

فکر کردی یه  sms   جدیده ؟!

یا فکر کردی کارت دارم ؟!

یا فکر کردی می خوام خبری بهت بدم ؟!

نه بابا !

فقط می خواستم بگم دوست دارم

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اگه باد اومد

پنجره  ت ُ باز کرد

پرده ت ُ ناز کرد

لوسترتو تاب داد

نترسیا !

بوسه ی منه که می خواد بیاد سفت بچسبه به لپت !

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

امروز روز ملی گل هاست

روزت مبارک

اینو برای همه یگل های دنیا که عطرشون رو دوست داری بفرست

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چه شریف است دل غمگینی که اندوهش مانع از آن نمی شود که با دل های شاد سرودی سر کند

(جبران خلیل جبران)

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

No body wants u

No body makes u happy

No body loves u

No body wants good things 4u

No body cares about u

Don't cry !

My name is NO BODY

+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 13:39 |

فرق رفاقت زن ومرد


یه زن شب نمیاد خونه فردا صبح که میاد شوهرش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام.مرد به ده تا از صمیمی ترین دوستای زنش زنگ می زنه همشون انکار می کنن وحتی یه نفر هم گردن نمی گیره.
یه شب یه مرد نمیاد خونه فردا صبح زنش می پرسه کجا بودی؟می گه خونه یکی از دوستام بودم.زن به ده تا از صمیمی ترین دوستای مرد زنگ می زنه هشت تاشون تایید می کنن که مرد شب پیش اونا بوده ودو تای دیگه هم تاکید می کردن که حتی همین الانم پیش ماست ولی به هزارو یک دلیل نمی تونه حرف بزنه

 

غضنفر ماه رمضان زولبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنيا الحسنه ... کسی به زولبيا دست نزنه

 

یه آخونده قرص اكس ميخوره ميره نماز بخونه
اخر نماز كه ميشه ميگه

اسلام و عليكم و رحمة و الله و بركاتو تو تو خودت قند نباتي شكلاتي ابنباتي

 

آ خونده قرص اكس مي خوره ميره بالا منبر ميگه
بيت المقدس
حالادست دست دست



توي يك امتحان دانشگاهي اين سوال اومده بوده
كوتاهترين داستان ممكن كه هر سه جنبه مذهب - سكس و معما رو شامل باشه بنويسين
جایزه به جواب زير تعلق گرفت:
خدايا - من حامله شدم - آخه كار كي ميتونه باشه؟

 

فردا فصل پشم چيني گوسفندانه شب زود بخواب صبح اولين نفر باشي

 

يه همشهريه پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره

 

يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !

 

تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، تركه ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه

 

تركه ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: قربونت دو نخ به ما بده

 

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده

 

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا ميكرده، يک بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، بچة شما كدومه؟ ميگه: اون دوتا رديف بالايي

از همشهريه ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لبِ جو

 

روزي ملا به زنش گفت زن امروز يك آشي بپز مهمان داريم هنوز حرف ملا به پايان ترسيده بود كسي در زد زن ملا در را باز كرد و پسر همسايه كاسه بدست بود . گفت مادرم اين كاسه را داده و گفت اگر آش پختيد يك كاسه هم به ما بدهيد. ملا شگفتش گرفت گفت نميدانستم آش نپخته هم بو دارد

دخترهاي بلوند به عدم تيزهوشي معروفند!؟ روزي دو بلوند در خياياني قدم ميزدند و چشمشان افتاد به يك جعبه پودر كه گوشه اي افتاده بود. اولي آنرا برداشت و بازكرد و در آينه كوچك آن نگاهي كرد و گفت ام ... اين قيافه آشناست ! دومي آنرا گرفت و نگاه كرد . گفت عجب احمقي هستي تو ... اين منم ديگه ...!!

مرد نابينايي در خيابان يك رنده پيدا كرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست كشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!

رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح كابوس ميبينم! دكتره ميپرسه: چه كابوسي مي‌بيني؟ تركه ميبينه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. تركه مي‌پرسه: آقاي دكتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه ميشه، ولي واسه چي؟ تركه ميگه: ايلده فرداشب فينال!!

تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟

تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم

 

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟

به يه همشهريه گفتند تو لهجه داري؟ گفت : نه والا مي خواهي بيا بگرد

عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم

قزوينيه رو با شومبول له و لورده و درب و داغون ميبرن اورژانس. دكتر شيفت ازش ميپرسه: بابا چه بلايي سر خودت آوردي؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبهاي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود رو گير نيارم!!!

  

سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

 

كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم ! و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم

 

يكبار يك همشهري يك خيار بر مي داره مي بره سوپرماركت , به فروشنده مي گه: ببخشيد آقا خيارشور داريد؟ فروشنده هم در جواب مي گه بله داريم. همشهري ما هم مي گه پس بي زحمت اين خيار ما رو هم بشور

+ نوشته شده توسط رضا در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 19:25 |