تبليغاتX
يا عاقلانه سخن بگو يا مودبانه سكوت كن
هنوزم حرفای ناگفته دارم...


تو که بریدی و دوختی و بهونه ساختی ..

----------------------------------------------------------------------------

بعضی وقتا خودمم نمیدونم چه مرگمه.
یعنی یه روز که قاطی هستم دیگه تا آخرش میشم برج زهر مار.
فایده ای هم نداره...هرکار کنم درست نمیشم.



-----------------------

خیلی وقته دلم واسه یه کتک خوردن درست و حسابی تنگ شده.عجیب دوست دارم یه دعوائی درست کنم.اینم از مضرات چرند گوئیه..
------------------------------

ببین اصلاْ حس و حال ندارم.به پروپام نپیچ.آخرش یه بلائی سر خودم میارمااااا

-----

پیوست۱ :یه روزائی بود عجیب دلتنگ سردرگم بودم.ولی این چند روزه يه طورايي شدم که میومدم اینجا با همه دعوا میکردم.

پیوست۲ :یه بار آرشیو رو خوندم.خیلی حال داد.شاید برگردم به گذشته.

پیوست۳ :نمیدونم چرا ولی این چند وقته با یه بیت شعر حال میکنم.به قول یارو میگه خیلی فاز میده!

من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل

بخت بد بین٬ از اجل هم ناز میباید کشید. .

..حق یارتون..
+ نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 23:1 |